کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۰۵ - بنشین تا نفسی آتش ما بنشیند...

1

بنشین تا نفسی آتش ما بنشیند

ورنه دود دل ما بیتو کجا بنشیند

2

گر کسی گفت که چون قد تو سروی برخاست

این خیالیست که در خاطر ما بنشیند

3

چو تو برخیزی و از ناز خرامان گردی

سرو برطرف گلستان ز حیا بنشیند

4

هیچکس با تو زمانی بمراد دل خویش

ننشیند مگر از خویش جدا بنشیند

5

دمبدم مردمک چشم من افشاند آب

بر سر کوی تو تا گرد بلا بنشیند

6

بر فروزد دلم از نکهت انفاس نسیم

گر چه شمع از نفس باد صبا بنشیند

7

تو مپندار که دور از تو اگر خاک شوم

آتش عشق من از باد هوا بنشیند

8

من بشکرانه آن از سر سر برخیزم

کان سهی سرو روان از سر پا بنشیند

9

عقل باور نکند کان شه خوبان خواجو

از تکبر نفسی پیش گدا بنشیند

متن شعر کپی شد.