کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۱۵ - ترک من گوئی که بازش خاطر نخجیر بود...

1

ترک من گوئی که بازش خاطر نخجیر بود

کابرویش چاچی کمان و نوک مژگان تیر بود

2

گه ز چین زلف او صد شور در چین میفتاد

گه ز چشم جادوش صد فتنه در کشمیر بود

3

دوش ترکی تیغ زن را مست می دیدیم بخواب

چون بدیدم چشم شوخ دلبرم تعبیر بود

4

غنچه در مهد زمرد در تبسم بود و باز

بلبل شب خیز کارش ناله شبگیر بود

5

چنگ در زنجیر زلفش چون زدم دیوانه وار

زیر هر مویش دلی دیوانه در زنجیر بود

6

نقش می بستم کزو یکباره دامن در کشم

لیکن از شوقم سرشک دیده دامنگیر بود

7

پیر دیرم دوش می گفت ای جوانان بنگرید

کاین جوان خسته خاطر در محبت پیر بود

8

گفتم از قیدش بدانائی برون آیم ولیک

آنچنان تدبیر کردم وینچنین تقدیر بود

9

بامدادان چون برآمد ماه بی مهرم ببام

زیر بامش کار خواجو ناله های زیر بود

متن شعر کپی شد.