غزل · خواجوی کرمانی
غزل شماره ۴۲۸ - مرا وقتی نگاری خرگهی بود...
1
مرا وقتی نگاری خرگهی بود
که قدش غیرت سرو سهی بود
2
نه از باغش مرا برگ جدائی
نه از سیبش مرا روی بهی بود
3
بشب روشن شدی راهم ز رویش
ز مویش گر چه بیم گمرهی بود
4
ز چشم آهوانش خواب خرگوش
نه از مستی ز عین روبهی بود
5
سخن کوته کنم دور از جمالش
مراد از عمر خویشم کوتهی بود
6
رخم پر ناردان می شد ز خوناب
که از نارش دمی دستم تهی بود
7
ز مردان رهش خواجو در این راه
کسی کو جان بداد آنکس رهی بود