کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۳۰ - نقش رویت بچه رو از دل پر خون برود...

1

نقش رویت بچه رو از دل پر خون برود

با خیال لبت از چشم چو جیحون برود

2

بچه افسون دل از آن مار سیه برهانم

کان نه ماریست که از حلقه بافسون برود

3

از سر کوی توام روی برون رفتن نیست

هر کرا پای فرو رفت بگل چون برود

4

دیده غیرت برد از دل که مقیم در تست

در میانشان چو نکو در نگری خون برود

5

چون دلم در سر آنزلف سیه خواهد شد

به چه روی از سر آن هندوی میمون برود

6

جانم از ملک درون عزم سفر خواهد کرد

ای دل غمزده بشتاب که اکنون برود

7

خواجو از چشم پر آب ار گهر افشان گردد

عقد گوهر دلش از لولو مکنون برود

متن شعر کپی شد.