کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۳۷ - گر مرا بخت درین واقعه یاور نشود...

1

گر مرا بخت درین واقعه یاور نشود

چکنم صبر کنم گر چه میسر نشود

2

صورت حال من از زلف دلاویز بپرس

گر ترا از من دلسوخته باور نشود

3

شور عشق تو برم تا بقیامت در خاک

زانکه گر سر بشود شور تو از سر نشود

4

هر درونی که درو آتش عشقی نبود

روشنست این همه کس را که منور نشود

5

مگرم نامزد زندگی از سر برود

که چو شمعم همه شب دود بسر برنشود

6

دوستان عیب کنندم که برآرم دم عشق

عود اگر دم نزند خانه معطر نشود

7

خواجو از درد جدائی نبرد جان شب هجر

اگرش نقش تو در دیده مصور نشود

متن شعر کپی شد.