کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۴۴ - جان بر افشان اگرت صحبت جانان باید...

1

جان بر افشان اگرت صحبت جانان باید

خون دل نوش اگرت آرزوی جان باید

2

برو و مملکت کفر مسخر گردان

گر ترا تختگه عالم ایمان باید

3

در پی خضر شو و روی متاب از ظلمات

اگرت شربتی از چشمه حیوان باید

4

هر کرا دست دهد وصل پریرخساران

دیو باشد اگرش ملک سلیمان باید

5

تا پریشان بود آنزلف سیه جمعی را

جای دل در خم آن زلف پریشان باید

6

سرمه دیده ز خاک ره دربان سازد

هر کرا صحن سراپرده سلطان باید

7

حکم و حکمت بکه دادند درین ره خواجو

بگذر از حکم اگرت حکمت یونان باید

متن شعر کپی شد.