کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۴۷ - پیداست که از دود دم ما چه برآید...

1

پیداست که از دود دم ما چه برآید

یا خود ز وجود و عدم ما چه برآید

2

ای صبح جهانتاب دمی همدم ما باش

وانگاه ببین تا ز دم ما چه برآید

3

نقد دل ما را چه زنی طعنه که قلبست

بی ضرب قبول از درم ما چه برآید

4

باز آی و قدم رنجه کن و محنت ما بین

ورنی ز قدوم و قدم ما چه برآید

5

گفتی که کرم باشد اگر بگذری از ما

داند همه کس کز کرم ما چه برآید

6

گر عشق تو در پرده دل نفکند آواز

از زمزمه زیر و بم ما چه برآید

7

ور مجلس ما ز آتش عشقت نشود گرم

از سوز دل و ساز غم ما چه برآید

8

هر لحظه بگوش آیدم از کعبه همت

کایا ز حریم حرم ما چه برآید

9

گفتم که قلم شرح دهد قصه خواجو

لیکن ز زبان و قلم ما چه برآید

متن شعر کپی شد.