غزل · خواجوی کرمانی
غزل شماره ۴۵۵ - یا رب این هدهد میمون ز کجا می آید...
1
یا رب این هدهد میمون ز کجا می آید
ظاهر آنست که از سوی سبا می آید
2
بوی روح از دم جانبخش سحرمی شنوم
یا دم عیسوی از باد صبا می آید
3
از ختن می رسد این نفحه مشکین که ازو
نکهت نافه آهوی ختا می آید
4
می دهد نکهتی از مصر و دلم می گوید
کاین بشیر، از بر گمگشته ما می آید
5
تا که در حضرت شه نام گدا می راند
یا کرا در بر مه یاد سها می آید
6
در دلم می گذرد کاین دم جان پرور صبح
زان دو مشگین رسن غالیه سا می آید
7
این چه پرده ست که این پرده سرا می سازد
وین چه نغمه ست کزین پرده سرا می آید
8
تاب آن سنبل پرتاب کرا می باشد
خواب آن نرگس پرخواب کرا می آید
9
آخر ای پیک همایون که پیام آوردی
هیچ در خاطر شه یاد گدا می آید
10
ما از آن خال بدین حال فتادیم که مرغ
دانه می بیند و در دام بلا می آید
11
خواجو ار اهل دلی سینه سپر باید ساخت
پیش هر تیر که از شست قضا می آید