غزل · خواجوی کرمانی
غزل شماره ۴۷۵ - همچو شمعم بشبستان حرم یاد کنید...
1
همچو شمعم بشبستان حرم یاد کنید
یا چو مرغم بگلستان ارم یاد کنید
2
روز شادی همه کس یاد کند از یاران
یاری آنست که ما را شب غم یاد کنید
3
گر چنانست که از دلشدگان می پرسید
گاه گاهی ز من دلشده هم یاد کنید
4
چون شد اقطاع شما تختگه ملک وجود
کی از این کشته شمشیر عدم یاد کنید
5
چشم دارم که من خسته دلسوخته را
به نم چشم گهربار قلم یاد کنید
6
هیچ نقصان نرسد در شرف و قدر شما
در چنین محنت و خواری اگرم یاد کنید
7
چون من از پای فتادم نبود هیچ غریب
گر من بی سر و پا را به قدم یاد کنید
8
در چمن چون قدح لاله عذاران طلبند
جام گیرید و ز عشرتگه جم یاد کنید
9
ور در ایوان سلاطین ره قربت باشد
ز مقیمان سر کوی ستم یاد کنید
10
بلبل خسته بی برگ و نوا را آخر
بنسیم گلی از باغ کرم یاد کنید
11
سوخت در بادیه از حسرت آبی خواجو
زان جگر سوخته در بیت حرم یاد کنید