کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۷۶ - آن شکر لب که نباتش ز شکر می روید...

1

آن شکر لب که نباتش ز شکر می روید

از سمن برگ رخش سنبل تر می روید

2

می رود آب گل از نسترنش می ریزد

و ارغوان و گلش از راهگذر می روید

3

بجز آن پسته دهن هیچ سهی سروی را

نار سیمین نشنیدم که ز بر می روید

4

تا تو در چشم منی از لب سرچشمه چشم

لاله می چینم و در لحظه دگر می روید

5

فتنه دور قمر نزد خرد دانی چیست

سبزه خط تو کز طرف قمر می روید

6

تیغ هجرم چه زنی کز دل ریشم هر دم

می دمد شاخ تبر خون و تبر می روید

7

فصل نوروز چو در برگ سمن می نگرم

بی گل روی تو خارم ز بصر می روید

8

هر زمانم که خط سبز توآید در چشم

سبزه بینم ز لب چشمه که برمی روید

9

ای بسا برگ شقایق که دمادم در باغ

از سرشک من و خوناب جگر می روید

10

ظاهر آنست که از خون دل فرهادست

آن همه لاله که بر کوه و کمر می روید

11

اگر از چشم تو خواجو همه گوهر خیزد

از رخ زرد تو چونست که زر می روید

متن شعر کپی شد.