کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۹۴ - قلم گرفتم و می خواستم که بر طومار...

1

قلم گرفتم و می خواستم که بر طومار

تحیتی بنویسم بسوی یار و دیار

2

برآمد از جگرم دود آه و آتش دل

فتاد در نی کلکم ز آه آتش بار

3

امید بود که کاری برآید از دستم

ز پا فتادم و از دست برنیامد کار

4

اگر چه باد بود پیش ما حکایت تو

برو نسیم و پیامی از آن دیار بیار

5

کدام یار که او بلبل سحر خوانرا

ز نوبهار دهد مژده جز نسیم بهار

6

ز دور چرخ فتادم بمنزلی که صبا

سوی وطن نبرد خاک من برون ز غبار

7

خیال روی نگارین آن صنم هر دم

کنم بخون جگر بر بیاض دیده نگار

8

دلم به سایه دیوار او بود مائل

در آن زمان که گل قالبم بود دیوار

9

میان او بکنارت کجا رسد خواجو

کزین میان نتواند رسید کس بکنار

متن شعر کپی شد.