غزل · خواجوی کرمانی
غزل شماره ۴۹۵ - منم ز مهر رخت روی کرده در دیوار...
1
منم ز مهر رخت روی کرده در دیوار
چو سایه بر رهت افتاده زیر دیوار
2
ندیم و همدمم از صبح تا بشب ناله
قرین و محرمم از شام تا سحر دیوار
3
ز بسکه روی بدیوار محنت آوردم
جدا نمی شودم یکدم از نظر دیوار
4
کدام یار که او روی ما نگهدارد
چو آب دیده گوهرفشان مگر دیوار
5
کسی که روی بدیوار غم نیاوردی
کنون ز مهر تو آورد روی در دیوار
6
بسا که راه نشینان پای دیوارت
کنند غرقه به خونابه جگر دیوار
7
چو زیر بام تو آیند خستگان فراق
به آب دیده بشویند سربسر دیوار
8
حدیث صورت خوبان چنین مکن خواجو
که پیش صورت او صورتند بر دیوار