کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۵۰۷ - دوری از ما مکن ای چشم بد از روی تو دور...

1

دوری از ما مکن ای چشم بد از روی تو دور

زانکه جانی تو و از جان نتوان بود صبور

2

بی ترنج تو بود میوه جنت همه نار

لیک با طلعت تو نار جهنم همه نور

3

بنده یاقوت ترا از بن دندان لولو

در خط از سنبل مشکین سیاهت کافور

4

چشمت از دیده ما خون جگر می طلبد

روشنست این که بجز باده نخواهد مخمور

5

سلسبیلست می از دست تو در صحن چمن

خاصه اکنون که جان باغ بهشتست و تو حور

6

خیز تا رخت تصوف بخرابات کشیم

که ز تسبیح ملولیم و ز سجاده نفور

7

از پی پرتو انوار تجلی جمال

همچو موسی ارنی گوی رخ آریم بطور

8

هر که نوشید می بیخودی از جام الست

مست و مدهوش سر از خاک برآرد بنشور

9

چون مغان از تو بصد پایه فرا پیشترند

تو بدین زهد چهل ساله چه باشی مغرور

10

ساقیا باده بگردان که بغایت حیف است

ما بدینگونه ز می مست و می از ما مستور

11

حور با شاهد ما لاف لطافت می زد

لیکن از منظر او معترف آمد بقصور

12

بینم آیا که طبیبم بسر آید روزی

من بر چشم خوشش مرده و چشمش رنجور

13

برو از منطق خواجو بشنو قصه عشق

زانکه خوشتر بود از لهجه داود زبور

متن شعر کپی شد.