غزل · خواجوی کرمانی
غزل شماره ۵۳۷ - نه مرا بر سر کوی تو بجز سایه جلیس...
1
نه مرا بر سر کوی تو بجز سایه جلیس
نه مرا در غم عشق تو بجز ناله انیس
2
نزد خسرو نبود هیچ شکر جز شیرین
پیش رامین نبود هیچ گل الا رخ ویس
3
گر نه هدهد ز سبا مژده وصل آرد باز
که رساند بسلیمان خبری از بلقیس
4
مهر ورزان چو جمال تو بها می کردند
روی چون ماه ترا مشتری آمد برجیس
5
پیش چین سر زلف تو نیرزد بجوی
نافه مشک ختا گر چه متاعیست نفیس
6
باغ دور از تو بر مدعیان فردوسست
خار و خس برگ گل و لاله بود نزد خسیس
7
بر سر کوی خرابات مغان خواجو را
کاسه آنگاه شود پر که تهی گردد کیس