کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۵۳۹ - الوداع ای دلبر نامهربان بدرود باش...

1

الوداع ای دلبر نامهربان بدرود باش

الرحیل ای لعبت شیرین زبان بدرود باش

2

جان بتلخی می دهیم ای جان شیرین دست گیر

دل بسختی می نهیم ای دلستان بدرود باش

3

می رویم از خاک کویت همچو باد صبحدم

ای بخوبی گلبن بستان جان بدرود باش

4

ناقه بیرون رفت و اکنون کوس رحلت می زنند

خیمه بر صحرا زد اینک ساربان بدرود باش

5

ایکه از هجر تو در دریای خون افتاده ام

از سرشک دیده گوهر فشان بدرود باش

6

گر ز ما بر خاطرت زین پیش گردی می نشست

می رویم از پیشت اینک در زمان بدرود باش

7

همچو خواجو در رهت جان و جهان در باختیم

وز جهان رفتیم ای جان جهان بدرود باش

متن شعر کپی شد.