کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۵۴۵ - رخت شمع شبستان می نهندش...

1

رخت شمع شبستان می نهندش

لبت لعل بدخشان می نهندش

2

اگر شد چین زلفت مجمع دل

چرا جمعی پریشان می نهندش

3

گدائی کز خرد باشد مبرا

بشهر عشق سلطان می نهندش

4

چمن دوزخ بود بی لاله رویان

اگر خود باغ رضوان می نهندش

5

قدح کو گوهر کانست در اصل

بمعنی جوهر جان می نهندش

6

می روشن طلب درظلمت شب

که عین آب حیوان می نهندش

7

هر آن کافر که او قربان عشقست

بکیش ما مسلمان می نهندش

8

وگر بر عقل چیزی هست مشکل

بنزد عشق آسان می نهندش

9

اگر صاحبدلی خواجو چه نالی

از آن دردی که درمان می نهندش

متن شعر کپی شد.