کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۵۵۶ - بیرون ز کمر هیچ ندیدم ز میانش...

1

بیرون ز کمر هیچ ندیدم ز میانش

جز خنده نشانی نشنیدم ز دهانش

2

زان نادره دور زمان هر که خبر یافت

نبود خبر از حادثه دور زمانش

3

بگذشت و نظر بر من بیچاره نیفکند

او باد گران و من مسکین نگرانش

4

بلبل نبود در چمنش برگ و نوائی

چون گلبن خندان ببرد باد خزانش

5

سر وار ز لب چشمه برآید چو درآید

بر چشم کنم جای سهی سرو روانش

6

عقل ار منصور شودش طلعت لیلی

مجنون شود از سلسله مشک فشانش

7

کی شرح دهد خامه حدیث دل ریشم

زینگونه که خون می رود از تیغ زبانش

8

گو از سرمیدان بلا خیمه برون زن

عاشق که تحمل نبود تیغ و سنانش

9

نقاش چو در نقش دلارای تو بیند

واله شود و خامه درافتد ز بنانش

10

هر خسته که جان پیش سنان توسپر ساخت

هم زخم سنان تو کند مرهم جانش

11

خواجو چو تصور کند آن جان جهان را

دیگر متصورنشود جان و جهانش

متن شعر کپی شد.