کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۵۶۴ - سخنی گفتم و صد قول خطا کردم گوش...

1

سخنی گفتم و صد قول خطا کردم گوش

قدحی خوردم و صد نیش جفا کردم نوش

2

من همان لحظه که بر طلعتش افکندم چشم

گفتم این فتنه ندارد دل مسکینان گوش

3

چون ننالم که چو از پرده برون آید گل

نتواند که شود بلبل بیچاره خموش

4

با چنین شرطه ازین ورطه برون نتوان شد

خاصه کشتی خلل آورده و دریا در جوش

5

آخر ای باده پرستان ره میخانه کجاست

تا کنم دلق مرقع گروه باده فروش

6

یا رب آن می ز کجا بود که دوش آوردند

که چنان مست ببردند مرا دوش بدوش

7

چون کشم بار فراق تو بدین طاقت وصبر

چون دهم شرح جفای تو بدین دانش و هوش

8

حلقه زلف رسن تاب گرهگیر ترا

شد دل خسته سرگشته من حلقه بگوش

9

اگرت پیرهن صبر قبا شد خواجو

دامن یار بدست آر و ز اغیار بپوش

متن شعر کپی شد.