غزل · خواجوی کرمانی
غزل شماره ۵۶۶ - ای دل مکن انکار و از این کار میندیش...
1
ای دل مکن انکار و از این کار میندیش
ور زانکه در این کاری از انکار میندیش
2
در کام نهنگان شو و کامی بکف آور
چون یار بدست آید از اغیار میندیش
3
با شوق حرم سرمکش از تیغ حرامی
وز بادیه و وادی خونخوار میندیش
4
مارست غم عشقش و او گنج لطافت
گنجت چو بدست اوفتد از مار میندیش
5
گر زانکه توئی نقطه پرگار محبت
از نقطه برون آی و ز پرگار میندیش
6
چون دست دهد پرتو انوار تجلی
از نور مبرا شود و از نار میندیش
7
در عشق چو قربان شوی از کیش برون آی
ور لاف انا الحق زنی از دار میندیش
8
گر جان طلبد یار دل یار بدست آر
چون سر بشد از دست ز دستار میندیش
9
خواجو اگرت سر برود در سر این کار
انکار مکن وز غم این کار میندیش