غزل · خواجوی کرمانی
غزل شماره ۵۷۱ - بده آن راح روان بخش که در مجلس خاص...
1
بده آن راح روان بخش که در مجلس خاص
مایه روح فزائی بود از روی خواص
2
دوستان شمع شبستان و پریوش ساقی
ماه خوش نغمه نواساز و حریفان رقاص
3
عقل را ره نبود بر در خلوتگه عشق
عام را بار نباشد به سراپرده خاص
4
ای بسا در گرانمایه که آید به کنار
تا درین بحر بود مردم چشمم غواص
5
آخر ای فاتحه صبح به اخلاص بدم
که خلاص از شب هجران نبود بی اخلاص
6
وحشی از قید تو نگریزد ارش تیغ زنی
که گرفتار کمندت نکند یاد خلاص
7
خالص آید چو زر از روی حقیقت خواجو
گرتو در بوته عشقش بگدازی چو رصاص