کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۵۸۸ - یکدم ز قال بگذر اگر واقفی ز حال...

1

یکدم ز قال بگذر اگر واقفی ز حال

کانرا که حال هست چه حاجت بود بقال

2

برلوح کائنات مصور نمی شود

نقشی بدین جمال و جمالی بدین کمال

3

آنجا که یار پرده عزت برافکند

عارف کمال بیند و اهل نظر جمال

4

خون قدح بمذهب مستان حرام نیست

کز راه شرع خون حرامی بود حلال

5

جانم بجام لعل تو دارد تعطشی

چون تن به جان و تشنه به سرچشمه زلال

6

آنها که دام بر گذر صید می نهند

اندیشه کی کنند ز مرغ شکسته بال

7

در هر چه هست چون بخیالت نظر کنم

گر جز جمال روی تو بینم زهی خیال

8

در راه عشق بعد منازل حجاب نیست

دوری گمان مبر که بود مانع وصال

9

خواجو اگر بعین حقیقت نظر کنی

وصل در جدائی و هجران در اتصال

متن شعر کپی شد.