کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۵۹۹ - دلم ربودی و رفتی ولی نمی روی از دل...

1

دلم ربودی و رفتی ولی نمی روی از دل

بیا که جان عزیزت فدای شکل و شمایل

2

گرم وصول میسر شود که منزل قربست

کنم مراد دل از خاک آستان تو حاصل

3

هوایت ار بنهم سرکجا برون کنم از سر

وفایت ار برود جان کجا برون رود از دل

4

بحق صحبت دیرین که حق صحبت دیرین

روا مدار که گردد چو وعده های تو باطل

5

فتاد کشتی صبرم ز موج قلزم دیده

بورطه ئی که نه پایانش ممکنست و نه ساحل

6

نیازمند چنانم که گر بخاک درآیم

ز مهر گلشن رویت برون دمد گلم از گل

7

مفارقت متصور کجا شود که بمعنی

میان لیلی و مجنون نه مانعست و نه حایل

8

اگر نظر بحقیقت کنی و غیر نبینی

وصال کعبه چه حاجت بود بقطع منازل

9

خلاص جستم ازو طیره گشت و گفت که خواجو

قتیل عشق نجوید رهائی از کف قاتل

متن شعر کپی شد.