کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۶۰۳ - گر گنج طلب داری از مار مترس ای دل...

1

گر گنج طلب داری از مار مترس ای دل

ور خرمن گل خواهی از خار مترس ای دل

2

چون زهد و نکونامی بر باد هوا دادی

از طعنه بدگویان زنهار مترس ای دل

3

از رندی و بدنامی گر ننگ نمی داری

از فخر طمع برکن وز عار مترس ای دل

4

گر طالب دیداری از خلد برین بگذر

ور نور بدست آمد از نار مترس ای دل

5

چون نرگس بیمارش خون می خور اگر مستی

ور زانکه شود جانت بیمار مترس ای دل

6

گر همدم منصوری رو لاف انا الحق زن

چون دم زنی از وحدت از دار مترس ای دل

7

جان را چو فدا کردی از تن مکن اندیشه

چون ترک شتر گفتی از بار مترس ای دل

8

قول حکما بشنو کاندم که قدح نوشی

اندک خور و از مستی بسیار مترس ای دل

9

صد بار ترا گفتم کامروز که چون خواجو

اقرار نمی کردی ز انکار مترس ای دل

متن شعر کپی شد.