کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۶۱۰ - یا مسرع الشمال اذا تحصل الوصول...

1

یا مسرع الشمال اذا تحصل الوصول

بلغ تحیتی و سلامی کما اقول

2

از تشنگان بادیه هجر یاد کن

روزی گرت بکعبه قربت بود وصول

3

یا رب چنین که اختر وصلت غروب کرد

بینم شبی که کوکب فرقت کند افول

4

خواهم که سوی یار فرستم خبر ولیک

ترسم که همچو من متعلق شود رسول

5

از چشم ما برون نزند خیمه ساربان

از بهرآنکه برسرآبش بود نزول

6

عمری که بیتو می گذرانند ضایعست

بازا کزین حیات مضیع شدم ملول

7

دل می نهم ببند تو گر می بری اسیر

جان می کنم فدای تو گر می کنی قبول

8

گفتم کنم معانی عشق ترا بیان

فضلی که جز عقیله نباشد بود فضول

متن شعر کپی شد.