غزل · خواجوی کرمانی
غزل شماره ۶۱۸ - عارض ترکان نگر در چین جعد مشک فام...
1
عارض ترکان نگر در چین جعد مشک فام
تا جمال حور مقصورات بینی فی الخیام
2
باده پیش آور که هردم باد عنبر بوی صبح
می دهد جانرا پیام از روضه دارالسلام
3
مشعل خورشید فروزان شمع برگیر ای ندیم
باد شبگیری برآمد باده در ده ای غلام
4
ماه مطرب گو بزیر و بم در آور ساز را
کافتاب خاوری تشریف داد از راه بام
5
تا ترا در پیش بت رویان درست آید نماز
جامه جانرا نمازی کن به آب چشم جام
6
عزت دیر مغان از ساکن مسجد مجوی
کافر مکی چه داند حرمت بیت الحرام
7
عار باشد در طریق عشق بیم از فخر و عار
ننگ باشد در ره مشتاق ترس از ننگ و نام
8
من ببوی خال مشکین تو گشتم پای بند
مرغ وحشی از هوای دانه می افتد به دام
9
کام دل خواجو بسانی نمی آید بدست
رو بنا کامی رضا ده تا رسانندت بکام