کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۶۲۰ - گر چه من آب رخ از خاک درت یافته ام...

1

گر چه من آب رخ از خاک درت یافته ام

گرد خاطر همه از رهگذرت یافته ام

2

چون توانم که دل از مهر رخت برگیرم

زانکه چون صبح به سحرت یافته ام

3

بنشین یکدم و برآتش تیزم منشان

که بدود دل و سوز جگرت یافته ام

4

در شب تیره بسی نوبت مهرت زده ام

تا سحرگه رخ همچون قمرت یافته ام

5

خسرو از شکر شیرین بهمه عمر نیافت

آن حلاوت که ز شور شکرت یافته ام

6

بچه مانند کنم نقش دلارای ترا

زانکه هر لحظه برنگی دگرت یافته ام

7

گر چه رفتی و نظر باز گرفتی از من

هر چه من یافته ام از نظرت یافته ام

8

ای دل خسته چه حالست که از درد فراق

هردم از بار دگر خسته ترت یافته ام

9

تا خبر یافته ئی زان بت مهوش خواجو

خبرت هست که من بیخبرت یافته ام

متن شعر کپی شد.