کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۶۲۲ - سلامی به جانان فرستاده ام...

1

سلامی به جانان فرستاده ام

به آرام دل جان فرستاده ام

2

زهی شوخ چشمی که من کرده ام

که جان را بجانان فرستاده ام

3

شکسته گیاهی من خشک مغز

بگلزار رضوان فرستاده ام

4

تو این بی حیائی نگر کز هوا

سوی بحر باران فرستاده ام

5

مرا شرم بادا که پای ملخ

بنزد سلیمان فرستاده ام

6

به تحفه کهن زنگی مست را

به اردوی خاقان فرستاده ام

7

عصا پاره ئی از کف عاصی

بموسی عمران فرستاده ام

8

غباری فرو رفته از آستان

بایوان کیوان فرستاده ام

9

ز سرچشمه پارگین قطره ئی

سوی آب حیوان فرستاده ام

10

کهن خرقه مفلسی ژنده پوش

بتشریف سلطان فرستاده ام

11

سخنهای خواجو ز دیوانگی

یکایک بدیوان فرستاده ام

متن شعر کپی شد.