غزل · خواجوی کرمانی
غزل شماره ۶۳۰ - چو چشم مست تو می پرستم...
1
چو چشم مست تو می پرستم
چو درج لعل تو نیست هستم
2
بیار ساقی شراب باقی
که همچو چشم تو نیمه مستم
3
نه خرقه پوشم که باده نوشم
نه خودپرستم که می پرستم
4
چو می چشیدم ز خود برفتم
چو مست گشتم ز خود برستم
5
ز دست رفتم مرو بدستان
ز پا فتادم بگیر دستم
6
منم گدایت مطیع رایت
و گر تو گوئی که نیست هستم
7
مگو که خواجو چه عهد بستی
بگو که عهد تو کی شکستم