کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۶۳۸ - بدانکه بوی تو آورد صبحدم بادم...

1

بدانکه بوی تو آورد صبحدم بادم

وگرنه از چه سبب دل بباد می دادم

2

عنان باد نخواهم ز دست داد کنون

ولی چه سود که در دست نیست جز بادم

3

مرا حکایت آن مرغ زیرک آمد یاد

بپای خویش چو در دام عشقت افتادم

4

ز دست دیده دلم روز و شب بفریادست

اگر چه من همه از دست دل بفریادم

5

مگر که سر بدهم ورنه من ز سر ننهم

امید وصل درین ره چو پای بنهادم

6

چو دجله گشت کنارم در آرزوی شبی

که باد صبحدم آرد نسیم بغدادم

7

گمان مبر که فراموش کردمت هیهات

ز پیشم ار چه برفتی نرفتی از یادم

8

مگر بگوش تو فریاد من رساند باد

وگرنه گر تو توئی کی رسی بفریادم

9

مگو که شیفته بر گلبنی شدی خواجو

که بیتو از گل و بلبل چو سوسن آزادم

متن شعر کپی شد.