غزل · خواجوی کرمانی
غزل شماره ۶۳۹ - در چمن دوش ببوی تو گذر می کردم...
1
در چمن دوش ببوی تو گذر می کردم
قدح لاله پر از خون جگر می کردم
2
پای سرو از هوس قد تو می بوسیدم
در گل از حسرت روی تو نظر می کردم
3
سخن طوطی خطت به چمن می گفتم
نسبت پسته تنگت بشکر می کردم
4
چشم نرگس به خیال نظرت می دیدم
وانگه از ناوک چشم تو حذر می کردم
5
چون صبا سلسله سنبل تر می افشاند
یاد آن گیسوی چون عنبر تر می کردم
6
هر زمانم که نظر بر رخ گل می افتاد
صفت روی تو با مرغ سحر می کردم
7
چون کمانخانه ابروی تو می کردم یاد
تیرآه از سپر چرخ بدر می کردم
8
مشعل مه بدم سر فرو می کشتم
شمع خاور ز دل سوخته بر می کردم
9
چون فغان دل خواجو بفلک بر می شد
کار دل همچو فلک زیر و زبر می کردم