کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۶۷۵ - حکایت رخت از آفتاب می شنوم...

1

حکایت رخت از آفتاب می شنوم

حدیث لعل لبت از شراب می شنوم

2

ز آب چشمه هر آن ماجرا که می رانم

ز چشم خویش یکایک جواب می شنوم

3

کسی که نسخه خط تو می کند تحریر

ز خامه اش نفس مشک ناب می شنوم

4

شبی که نرگس میگون بخواب می بینم

ز چشم مست تو تعبیر خواب می شنوم

5

ز حسرت گل رویت چو اشک می ریزم

ز آب دیده نسیم گلاب می شنوم

6

چنان بچشمه نوشت تعطشی دارم

که مست می شوم ار نام آب می شنوم

7

فروغ خاطر خویش از شراب می یابم

نوای نغمه دعد از رباب می شنوم

8

حدیث ذره اگر روشنت نمی گردد

ز من بپرس که از آفتاب می شنوم

9

گهی کز آتش دل آه می زند خواجو

در آن نفس همه بوی کباب می شنوم

متن شعر کپی شد.