کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۶۷۸ - با لعل او ز جوهر جان در گذشته ایم...

1

با لعل او ز جوهر جان در گذشته ایم

با قامتش ز سرو روان در گذشته ایم

2

پیرانه سر به عشق جوانان شدیم فاش

وز عقل پیر و بخت جوان در گذشته ایم

3

از ما مجوی شرح غم عشق را بیان

زیرا که ما ز شرح و بیان در گذشته ایم

4

چون موی گشته ایم ولیکن گمان مبر

کز شاهدان موی میان در گذشته ایم

5

در آتشیم بر لب آب روان ولیک

از تاب تشنگی ز روان در گذشته ایم

6

از ما نشان مجوی و مبر نام ما که ما

از بیخودی ز نام و نشان در گذشته ایم

7

بر هر زمین که بی تو زمانی نشسته ایم

صد باره از زمین و زمان در گذشته ایم

8

خواجو اگر چنانکه جهانیست از علو

زو در گذر که ما ز جهان در گذشته ایم

متن شعر کپی شد.