کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۶۸۰ - ما قدح کشتی و دل را همچو دریا کرده ایم...

1

ما قدح کشتی و دل را همچو دریا کرده ایم

چون صدف دامن پر از للی لالا کرده ایم

2

خرقه صوفی بخون چشم ساغر شسته ایم

دین و دنیا در سر جام مصفا کرده ایم

3

عیب نبود گر ترنج از دست نشناسیم از آن

کز سر دیوانگی عیب زلیخا کرده ایم

4

تا سواد خط مشکین تو بر مه دیده ایم

سر سودای ترا نقش سویدا کرده ایم

5

وصف گلزار جمالت در گلستان خوانده ایم

بلبل شوریده را سرمست و شیدا کرده ایم

6

راستی را تا ببالای تو مائل گشته ایم

خانه دل را چو گردون زیر و بالا کرده ایم

7

هرشبی از مهر رخسار تو تا هنگام صبح

دیده اختر فشانرا در ثریا کرده ایم

8

با شکنج زلف مشک آسای عنبر سای تو

هیچ بوئی می بری کامشب چه سودا کرده ایم

9

اشک خواجو دامن دریا از آن گیرد که ما

از وطن با چشم گریان رو بدریا کرده ایم

متن شعر کپی شد.