کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۶۸۶ - کشتی ما کو که ما زورق درآب افکنده ایم...

1

کشتی ما کو که ما زورق درآب افکنده ایم

در خرابات مغان خود را خراب افکنده ایم

2

جام می را مطلع خورشید تابان کرده ایم

وز حرارت تاب دل در آفتاب افکنده ایم

3

با جوانان بر در میخانه مست افتاده ایم

وز فغان پیر مغان را در عذاب افکنده ایم

4

شاهد میخوارگان گو روی بنمای از نقاب

کاین زمان از روی کار خود نقاب افکنده ایم

5

محتسب اسب فضیحت بر سرما گو مران

گر برندی در جهان خر در خلاف افکنده ایم

6

آبروی ساغر از چشم قدح پیمای ماست

گر به بی آبی سپر بر روی آب افکنده ایم

7

ما که از جام محبت نیمه مست افتاده ایم

کی بهوش آئیم کافیون در شراب افکنده ایم

8

گوشه دل کرده ایم از بهر میخواران کباب

لیکن از سوز دل آتش در کباب افکنده ایم

9

غم مخور خواجو که از غم خواب را بینی بخواب

زانکه ما چشم امید از خورد و خواب افکنده ایم

متن شعر کپی شد.