کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۶۹۵ - دل به دست غم سودای تو دادیم و شدیم...

1

دل به دست غم سودای تو دادیم و شدیم

چشمه خون دل از چشم گشادیم و شدیم

2

پشت بردنیی و دین کرده و جان در سر دل

روی در بادیه عشق نهادیم و شدیم

3

تو نشسته بمی و مطرب و ما مست و خراب

مدتی بر سر کوی تو ستادیم و شدیم

4

چون دل خسته ما رفت بباد از پی دل

همره قافله باد فتادیم و شدیم

5

همچو خواجو نگرفته ز دهانت کامی

بوسه بر خاک سر کوی تو دادیم و شدیم

متن شعر کپی شد.