غزل · خواجوی کرمانی
غزل شماره ۷۰۸ - خیز تا برگ صبوحی بچمن ساز کنیم...
1
خیز تا برگ صبوحی بچمن ساز کنیم
دیده مرغ صراحی بقدح باز کنیم
2
زاهدانرا بخروشیدن چنگ سحری
از صوامع بدر میکده آواز کنیم
3
باده از جام لب لعبت ساقی طلبم
مستی از چشم خوش شاهد طناز کنیم
4
بلبلان چون سخن از شاخ صنوبر گویند
ما حدیث قد آن سرو سرافراز کنیم
5
چنگ در حلقه آن طره طرار زنیم
چشم در عشوه آن غمزه غماز کنیم
6
وقت آنست که در پای سهی سرو چمن
برفشانیم سردست و سرانداز کنیم
7
کعبه روی دلارای پریرویان را
قبله مردمک چشم نظر باز کنیم
8
از لب روح فزا راح مروح نوشیم
همچو عیسی پس از آن دعوی اعجاز کنیم
9
سایه شهپر سیمرغ چو بر ما افتاد
گر چه کبکیم چه اندیشه شهباز کنیم
10
در قفس چند توان بود بیا تا چو همای
پر برآریم و برین پنجره پرواز کنیم
11
چون نواساز چمن نغمه سرا شد خواجو
خیز تا برگ صبوحی بچمن ساز کنیم