غزل · خواجوی کرمانی
غزل شماره ۷۱۳ - ز باد نکهت دو تات می جوئیم...
1
ز باد نکهت دو تات می جوئیم
ز باده ذوق لب جان فزات می جوئیم
2
نسیم گلشن فردوس و آب چشمه خضر
بخاک پات که از خاک پات می جوئیم
3
به جست و جوی تو عمری که نگذرد با دست
گمان مبر که ز باد هوات می جوئیم
4
جفا مجوی و میازار بیش ازین ما را
بدین صفت که بزاری وفات می جوئیم
5
اگر تو پیل برانی و اسب در تازی
چگونه رخ ننهیمت چو مات می جوئیم
6
خطا بود که نجوئی مراد خاطر ما
چرا که ما نه ز راه خطات می جوئیم
7
علاج درد مرا گفتمش خطی بنویس
جواب داد که خواجو دوات می جوئیم