کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۷۲۵ - به من رسید نوید وصال دلداران...

1

به من رسید نوید وصال دلداران

چو کشته را دم عیسی و کشته را باران

2

چه نکهتست مگر بر گذار باد بهار

گشوده اند سر طبله های عطاران

3

به حق صحبت و یاری که چون شوم در خاک

بود هنوز مرا میل صحبت یاران

4

چو رفت آب رخم در سر وفاداری

بهل که خاک شوم در ره وفاداران

5

ترا که بر سر سنجاب خفته ئی چه خبر

که شب چگونه بروز آورند بیداران

6

ز نرگس تو طبیبان اگر شوند آگاه

هزار بار بمیرند پیش بیماران

7

چنین که باده دوشین مرا ز خویش ببرد

مگر بدوش برندم ز کوی خماران

8

کسیکه مست بمیرد بقول مفتی عشق

برو درست نباشد نماز هشیاران

9

چگونه خواب برد ساکنان هودج را

ز غلغل جرس و ناله گرفتاران

10

مجال نیست که در شب کسی برآرد سر

ز بسکه دست برآورده اند عیاران

11

دل ار چه روی سپردی بطره اش خواجو

کسی چگونه دهد نقد خود بطراران

متن شعر کپی شد.