کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۷۳۰ - ای نسیم سحری بوی بهارم برسان...

1

ای نسیم سحری بوی بهارم برسان

شکری از لب شیرین نگارم برسان

2

حلقه زلف دلارام من از هم بگشای

شمسه ئی زان گره غالیه بارم برسان

3

تار آن سلسله مشک فشان بر هم زن

بوئی از نافه آهوی تتارم برسان

4

گرت افتد به دواخانه وصلش گذری

مرهمی بهر دل ریش فگارم برسان

5

دم بدم تا کنمش بر ورق دیده سواد

نسخه ای زان خط مشکین غبارم برسان

6

تا دهم بوسه و بر بازوی ایمان بندم

رقعه ئی از خط آن لاله عذارم برسان

7

پیش از آن کز من دلخسته نماند دیار

مژده ئی از ره یاری بدیارم برسان

8

چون بدان بقعه رسی رقعه من در نظر آر

نام من محو کن و نامه بیارم برسان

9

گر بخمخانه آن مغبچه ات راه بود

سر خم بر کن و داروی خمارم برسان

10

دارد آن موی میان از من بیچاره کنار

یا رب آنموی میان را بکنارم برسان

11

دل خواجو شد و بر خاک درش کرد قرار

خبری زاندل بی صبر و قرارم برسان

متن شعر کپی شد.