غزل · خواجوی کرمانی
غزل شماره ۷۳۸ - زهی روی تو صبح شب نشینان...
1
زهی روی تو صبح شب نشینان
خیالت مونس عزلت گزینان
2
دهانت آرزوی تنگدستان
میانت نکته باریک بینان
3
عذارت آفتاب صبح خیزان
جمالت قبله خلوت نشینان
4
بزلف کافرت آوردم ایمان
که اینست اعتقاد پاک دینان
5
چرا از خرمن حسن تو یک جو
نمی باشد نصیب خوشه چینان
6
چو این شکر لبان جان می فزایند
خنک آنان که نشکیبند از اینان
7
برو خواجو و بر خاک درش بین
نشانهای جبین مه جبینان