غزل · خواجوی کرمانی
غزل شماره ۷۴۱ - نه درد عشق می یارم نهفتن...
1
نه درد عشق می یارم نهفتن
نه ترک عشق می یارم گرفتن
2
نگردد مهر دل در سینه پنهان
بگل خورشید چون شاید نهفتن
3
غریبست از کسانی کاشنایند
حدیث خویش با بیگانه گفتن
4
اگر فراش دیری فرض عینست
بمژگانت در میخانه رفتن
5
بگو با نرگس میگون که پیوست
نشاید مست در محراب خفتن
6
بود کارم بیاد درج لعلت
بالماس زبان دردانه سفتن
7
مقیمان در میخانه خواجو
چه حاجتشان بکوی کعبه رفتن