غزل · خواجوی کرمانی
غزل شماره ۷۵۲ - امشب ای یار قصد خواب مکن...
1
امشب ای یار قصد خواب مکن
مرو و کار ما خراب مکن
2
شب درازست و عمر ما کوتاه
قصه کوته کن و شتاب مکن
3
چشم مست تو گر چه درخوابست
تو قدح نوش وعزم خواب مکن
4
شب قدرست قدر شب دریاب
وز می و مجلس اجتناب مکن
5
سخن جام گوی و باده ناب
صفت ابر و آفتاب مکن
6
و گرت شیخ و شاب طعنه زنند
التفاتی بشیخ و شاب مکن
7
روز را چون ز شب نقاب کنند
ترک خورشید مه نقاب مکن
8
آبروی قدح بباد مده
پشت بر آتش مذاب مکن
9
لعل میگون آبدار بنوش
جام می را ز خجلت آب مکن
10
چون مرا از شراب نیست گزیر
منعم از ساغر شراب مکن
11
از برای معاشران خواجو
جز دل خونچکان کباب مکن