غزل · خواجوی کرمانی
غزل شماره ۷۶۷ - زهی خطی به خطا برده سوی خطه چین...
1
زهی خطی به خطا برده سوی خطه چین
گرفته چین بدو هندوی زلف چین بر چین
2
نموده لعل لبت ثلثی از خط یاقوت
بنفشه ات خط ریحان نوشته بر نسرین
3
چو صبحدم متبسم شدی فلک پنداشت
که از قمر بدرخشید رشته پروین
4
ز لعل دختر رز چون مراد بستانم
که کشف آن نکند محتسب برای رزین
5
عجب ز جادوی مستت که ناتوان خفته
نهاده است کمانش مدام بر بالین
6
چه شد که با من سرگشته کینه می ورزی
ز دره مهر نباشد بهیچ رو در کین
7
اگر چه رفت بتلخی درین طلب فرهاد
نرفت از سر او شور شکر شیرین
8
گل ار چه هست عروس تتق نشین چمن
گلی چو ویس نباشد بگلستان رامین
9
چو در سخن ید بیضا نموده ئی خواجو
چگونه نسبت شعرت کنم بسحر مبین