کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۷۷۲ - هرکه شد با ساکنان عالم علوی قرین...

1

هرکه شد با ساکنان عالم علوی قرین

گو بیا در عالم جان جان عالم را ببین

2

ایکه در کوی محبت دامن افشان می روی

آستین برآسمان افشان و دامن بر زمین

3

چنگ در زنجیر گیسوی نگاری زن که هست

چین زلفش فارغ از تاب و خم ابرو ز چین

4

رخت هستی از سرمستی بنه برآستان

دست مستی از سرهستی مکش در آستین

5

بگذر از اندوه و شادی وز دو عالم غم مدار

یا چو شادی دلنشان شو یا چو انده دلنشین

6

می کشد ابروی ترکان برشه خاور کمان

می کند زلف بتان بر قلب جانبازان کمین

7

کافرم گر دین پرستی در حقیقت کفر نیست

کانکه مومن باشد ایمانش کجا باشد بدین

8

گر کشند از راه کینش ور کشند از راه مهر

مهربان از مهر فارغ باشد و ایمن ز کین

9

حور و جنت بهر دینداران بود خواجو ولیک

جنت ما کوی خمارست و شاهد حور عین

متن شعر کپی شد.