کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۷۷۵ - صید شیران می کند آهوی روبه باز او...

1

صید شیران می کند آهوی روبه باز او

راه بابل می زند هاروت افسون ساز او

2

هر شبی بنگر که بر مهتاب بازی می کند

هندوان زلف عنبر چنبر شب باز او

3

از چه روی ابروی زنگاری کمان او کمان

می کشد پیوسته بر ترکان تیرانداز او

4

گفتم از زلفش بپوشم ماجرای دل ولیک

چون نهان دارم ز دست غمزه غماز او

5

بیدلانرا احتمال ناز دلبر واجبست

وانکه باشد نازنین تر بیش باشد ناز او

6

مطرب سازنده گو امشب دمی با ما بساز

ورنه چون دم برکشم در دم بسوزم ساز او

7

بلبل خوش نغمه تا گل بر نیندازد نقاب

نشنود کس در جهان آوازه آواز او

8

فارغ البالست هر کس کو نشد عاشق ولیک

مرغ بیدل در هوا خوشتر بود پرواز او

9

حال خواجو از سرشک چشم خونبارش بپرس

کو روان چون آب می خواند دمادم راز او

متن شعر کپی شد.