غزل · خواجوی کرمانی
غزل شماره ۸۰۷ - ای لبت خنده بر شراب زده...
1
ای لبت خنده بر شراب زده
چشم من بر رهت گلاب زده
2
شب مه پوش و ماه شب پوشت
طعنه بر ابر و آفتاب زده
3
هر شبی جادوان بابل را
چشم مست تو راه خراب زده
4
خط سبز تو از سیه کاری
باز نقشی دگر بر آب زده
5
هر دمم آن عقیق شورانگیز
نمکی بر دل کباب زده
6
گنج لطفی و چون توئی حیفست
خیمه بر این دل خراب زده
7
لعل ساقی نگر بوقت صبوح
آب برآتش شراب زده
8
مطرب نغمه ساز پرده سرای
چنگ در پرده رباب زده
9
جان خواجو به آتش بار
شعله در آبگون حجاب زده