کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۸۱۱ - ای پسر دامن اهل قدم از دست مده...

1

ای پسر دامن اهل قدم از دست مده

ورت از دست بر آید کرم از دست مده

2

چون کسی نیست که با او نفسی بتوان برد

برو و همدم خود باش و دم از دست مده

3

در فنا محو شو و گنج بقا حاصل کن

بگذر از ملک وجود و عدم از دست مده

4

شادی وصل اگرت دست نخواهد دادن

هجر را باش و سر کوی غم از دست مده

5

اگر از توبه و سالوس ندامت داری

با ندیمان بسر آر و ندم از دست مده

6

خرقه از پیرمغان گیر و گرت دست دهد

کنج بتخانه و روی صنم از دست مده

7

چون یقینی که همه ملکت جم بر بادست

پشت پائی بزن و جام جم از دست مده

8

یار اگر طالب درد تو بود درمان چیست

از دوا روی بتاب و الم از دست مده

9

گر چه آن خسرو خوبان ندهد داد کسی

خاک برسر کن و پای علم از دست مده

10

وگر از پای فتادی و نشد کارت راست

آن سر زلف پر از پیچ و خم از دست مده

11

چون شدی معتکف کعبه قربت خواجو

در طواف آی و حریم حرم از دست مده

متن شعر کپی شد.