کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۸۱۴ - زهی ربوده خیال تو خوابم از دیده...

1

زهی ربوده خیال تو خوابم از دیده

گشوده آتش مهر تو آبم از دیده

2

فروغ روی تو تا دیده ام ز زیر نقاب

نمی رود همه شب آفتابم از دیده

3

چو رنگ و بوی گل و سنبل تو کردم یاد

گلم ز یاد برفت و گلابم از دیده

4

شب دراز ندانم دو چشم جادویت

چه سحر کرد که بربود خوابم از دیده

5

ز دست دیده و دل در عذاب می بودم

چو دل نماند کنون در عذابم از دیده

6

ندانم از من بیدل چه دید مردم چشم

که ریخت خون دل دردیابم از دیده

7

بدیده دیده خون ریزم ار بریزد خون

چو در دو دیده توئی رخ نتابم از دیده

8

چه کیمیاست غمت کز خواص او خیزد

زرم ز چهره و سیم مذابم از دیده

9

بشد چو لعل تو بگشود درج لولو را

گهر ز خاطر و در خوشابم از دیده

10

گهی که جام صبوحی کشم بود حاصل

کبابم از دل ریش و شرابم از دیده

11

حدیث لعل تو خواجو چو در میان آورد

فتاد دانه یاقوت نابم از دیده

متن شعر کپی شد.