کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۸۱۶ - بساز چاره این دردمند بیچاره...

1

بساز چاره این دردمند بیچاره

که دارد از غم هجرت دلی بصد پاره

2

چگونه تاب تجلی عشقت آرد دل

چو تاب مهر تحمل نمی کند خاره

3

دلم چوخیل خیال تو در رسد با خون

ببام دیده برآید روان بنظاره

4

مرا جگر مخور اکنون که سوختی جگرم

که بی تو هست مرا خود دلی جگرخواره

5

حجاب روز مکن زلف را چو می دانی

که هست جعد تو هر تار ازو شبی تاره

6

بجای گوهر وصل تو وجه سیم و زرم

سرشک مردم چشمست و رنگ رخساره

7

دلم ببوی تو بر باد رفت و می بینم

که در هوا طیران می کند چو طیاره

8

ضرورتست ببیچارگی رضا دادن

چو نیست از رخ آنماه مهربان چاره

9

مراد خواجو ازو اتصال روحانیست

نه همچو بیخبران حظ نفس اماره

متن شعر کپی شد.