کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۸۱۷ - برآمد ماهم از میدان سواره...

1

برآمد ماهم از میدان سواره

ز عنبر طوق و از زر کرده یاره

2

گرفته از میان ماکناری

ولی ما غرقه خون بر کناره

3

شود در گردن جانم سلاسل

خیال زلف او شبهای تاره

4

برویم گر بخندد چرخ گوید

مگر در روز می بینیم ستاره

5

چو در خاکم نهند از گوشه چشم

کنم در گوشه چشمش نظاره

6

تعالی الله چنان زیبا نگاری

برش چون سیم و دل چون سنگ خاره

7

چو در طرف کمر بند تو بینم

ز چشم من بیفتد لعل پاره

8

وضو سازم به آب چشم و هر دم

کنم برخاک کویت استخاره

9

اگر عشقت بریزد خون خواجو

بجز بیچارگی با او چه چاره

متن شعر کپی شد.